چشمان یک انقلاب و داستان های پشت آنها
کمکهای اولیه سلامت روان

حمایت از آزادشدگان: جلوگیری از فاجعه پس از آزادی
با توجه به الگوی نگرانکننده خودکشیها پس از آزادی از بازداشت، شاید بد نباشد هر فردی که آزاد میشود، آزمایش ادرار برای مواد مخدر، آزمایش کلی کلیه و کبد انجام دهد. در چند روز اول پس از آزادی، باید بسیار مراقب آزادشدگان باشیم و از آنها حمایت کنیم. این نگرانی بهویژه در بستر رویدادهای اخیر ایران، از جمله اعتراضات گسترده پس از مرگ مهسا (ژینا) امینی در سال ۱۴۰۱، که بسیاری از معترضان با بازداشت، رفتار خشن و آسیبهای روانی روبهرو شدند، اهمیت بیشتری پیدا میکند
با آزادشده صحبت کنید، او را تحت فشار نگذارید، اما به او انگیزه دهید که حرف بزند. به او اطمینان دهید که کنارش هستید و او را قضاوت نمیکنید. نترسید و مستقیم بپرسید که آیا افکار خودکشی را تجربه میکند یا نه. آسیبهای ناشی از زندان، که اغلب در شرایط سخت و تحت سرکوب سیاسی رخ میدهد، میتواند چالشهای جدی سلامت روانی ایجاد کند، همانطور که گزارشهای حقوق بشری از مرگهای مشکوک و خودکشیهای زندانیان سیاسی و معترضان، چه در زندان و چه پس از آزادی، مانند موارد اروین قایقساز یا علیرضا خاری، نشان دادهاند
به او بگویید که در موقعیتی گرفتار شده که به هیچ وجه مستحقش نبوده است. به او اطمینان دهید که هر وقت آماده بود میتواند با شما حرف بزند و این که سختیهایی که تحمل کرده ممکن است افکار آسیب به خود یا خودکشی را در او ایجاد کند. تأکید کنید که بسیار مهم است وقتی این احساسات شدیدتر شدند، با شما تماس بگیرد. این رویکرد در شرایطی که گزارشهایی از شکنجه، تزریق مواد مخدر و فشار روانی در زندانهای ایران، که توسط گروههایی مانند عفو بینالملل بهعنوان «زمینههای مرگ برای مخالفان» توصیف شدهاند، حیاتی است
اگر گفت که افکار خودکشی دارد، آرامش خود را حفظ کنید—نگذارید نگرانی خودتان شما را غرق کند. او را در آغوش بگیرید، به او بگویید مراقبش هستید و مطمئن شوید که از پزشک یا مشاور کمک میگیرد. به او یادآوری کنید که تنها نیست، افکار خودکشی پایان دنیا نیستند و هنوز امیدی برای آینده وجود دارد، حتی در تاریکترین لحظات. گزارشهایی از سازمانهای حقوق بشری نشان میدهد که مقامات ایرانی اغلب این مرگها را به مسائل روانی نسبت میدهند و سوءاستفادههای سیستماتیک و آسیبهای واردشده به زندانیان، از جمله معترضان جنبش مهسا امینی، را پنهان میکنند


مباحثه را سرسری نگذرانید یا موضوع را عوض نکنید. اگر آمادگی حرف زدن ندارد، او را مجبور نکنید، اما به او بگویید هر وقت آماده شد میتواند روی شما حساب کند. از گفتن جملاتی مثل «بابا من میدونم وضعیت بدیه، همه همینن» یا فرض کردن این که کاملاً درد او را درک میکنید، خودداری کنید. به جای آن، بگویید فقط میتوانید تصور کنید چقدر درد میکشد، اما برایش مهم است که بداند تنها نیست. آنچه از حرفهایش میفهمید تکرار کنید تا بداند گوش میدهید و از همه کسانی که برایش اهمیت قائلاند، برایش بگویید
به او بگویید لازم نیست درباره آینده فکر کند یا تصمیم بگیرد—فقط کمک کنید هر روز را بهعنوان یک روز جداگانه بگذراند. لازم نیست برای مشکلاتش پاسخی داشته باشید، چون نخواهید داشت. سعی نکنید با زور او را خوشحال کنید یا احساساتش را تصحیح کنید. هرگز به او نگویید «جمع کن خودت رو» یا این که مشکلاتش برای دیگران بار اضافی است
از جملاتی مثل «با این رفتارات داری ما رو اذیت میکنی»، یا «مامانت و بابات و خواهرت رو ببین، گریهشون درآورده»، خودداری کنید. به او عذاب وجدان ندهید، بهویژه وقتی خانوادهها ممکن است تحت فشار اجتماعی یا سیاسی، به انتقاد یا فاصلهگیری از فرد روی بیاورند. گزارشهای حقوق بشری هشدار میدهند که برخی خانوادهها، تحت فشار یا به دلیل سوءتفاهم، ناخواسته با روایتهای حکومتی همراستا میشوند که معترضان و زندانیان را بدنام میکند، همانطور که در موارد مهسا امینی و دیگر بازداشتشدگان اعتراضات ۱۴۰۱-۱۴۰۲ دیده شده است
اگر عزیزتان پس از آزادی ساکت است و حرف نمیزند، این میتواند نشانهای هشداردهنده باشد. او را مجبور به صحبت نکنید، اما به او بگویید میتواند بدون ترس از از دست دادن علاقه یا احترام شما با شما حرف بزند. بپرسید چه زمانی ممکن است آماده حرف زدن شود—شاید نوشتن برایش راحتتر باشد. گزارشهایی از ایران اینترنشنال و صدای آمریکا نشان میدهند که مقامات ایرانی اغلب مخالفت را بهعنوان «مسئله روانی» قلمداد میکنند و از درمان روانی برای خاموش کردن معترضان استفاده میکنند، که میتواند سکوت و آسیبهای ماندگار را برای آزادشدگان به دنبال داشته باشد
هرگز نگویید «حالا تو این اوضاع باید همهوقتم حواسم به تو باشه!» حتی اگر احساس خستگی کنید، باید دائماً مراقب او باشید. او را به حال خود رها نکنید و عصبانی نشوید یا فکر نکنید لجبازی میکند
فشار روانی ناشی از زندان، شکنجه و فشارهای اجتماعی—که در موارد مانند اروین وکیل یا علیرضا خاری، که پس از آزادی خودکشی کردند، مستند شده است—نیاز به مراقبت و درک مداوم دارد
در نهایت، بهعنوان یک توصیه: اگر امکانش هست و از نظر امنیتی تحت فشار قرار نمیگیرید، وقتی احساس کردید آمادهاند، با کسانی که تجربه مشابهی دارند صحبت کنید. اگر بزرگتر هستید یا تجربه زندان دارید، با جوانترهایی که تازه آزاد شدهاند ارتباط برقرار کنید و از آنها حمایت کنید. این همبستگی میتواند نجاتبخش باشد، بهویژه در شرایطی که سرکوب سیاسی، مانند آنچه در اعتراضات مهسا امینی و پس از آن دیده شد، بسیاری را در برابر ناامیدی و انزوا آسیبپذیر کرده است
باید با همدلی و هوشیاری کنار هم بایستیم تا از فاجعههای بیشتر جلوگیری کنیم و کسانی که به خاطر باورهایشان رنجهای غیرقابلتصوری کشیدهاند را حمایت کنیم
تقدیم به خاطرهی نوجوانان قهرمان، عرشیا امامقلی و یلدا آقافضلی
استفاده از این مطلب با ذکر منبع مانعی ندارد
